نسبت آینده‌پژوهی و برنامه‌ریزی راهبردی (بخش دوم)

در مطلب پیشین ( http://yon.ir/vw3iG ) ،‌ بیان کردیم که نتایج حاصل از مطالعه آینده  و آینده پژوهی به ویژه در قالب ورودی می‌تواند به مدیریت راهبردی و تصمیم گیری آینده نگر کمک نماید. اما آیا نقش آینده پژوهی منحصر در تولید ورودی مناسب برای برنامه ریزی راهبردی و سیاست گذاری است؟؟!

مدل‌های متفاوت و متنوعی از تصمیم گیری و برنامه ریزی آینده‌محور، در منابع علمی یافت می شوند اما برای پاسخ به سوال فوق لازم است عموم مدل ها را در یک برداشت کلی تجزیه و جراحی کنیم: (1)ورودی‌ها، (2)فرایند پردازش و نهایتاً (3)خروجی‌ها.

 در شکل ضمیمه شده، با اعمال منظم عناصر آینده‌نگری در فرایندهای برنامه‌ریزی/سیاست‌گذاری/تصمیم‌گیری، تاثیر آینده‌پژوهی در هر یک از اجزا مشاهده می‌شود:

  • اثر آینده پژوهی در ورودی: شناخت پویایی مسأله، محیط داخلی و بیرونی، شناخت آینده در افق برنامه ریزی/تصمیم گیری، جهت گیری و هدف گذاری
  • اثر آینده پژوهی در فرایند: مدل‌های برنامه ریزی/تصمیم گیری آینده نگر و محک راهبردها، سیاسته ها، برنامه ها و تصمیم ها در آزمایشگاه سناریوهای آینده
  • اثر آینده پژوهی در خروجی: سنجش نتایج و پیامدهای احتمالی، بازخوردهای ناشی از رصد سیستم، مسأله و محیط و نهایتاً ترجمه برنامه‌های نهایی به طرح‌های اقدام و عملیاتی.

نقطه اثر بازخوردهای حاصل از خروجی‌ها، می‌تواند هم در مرحله ورودی (تصحیح منابع اساسی اطلاعات، اولویت‌گذاری یا هدف‌گذاریِ اولیه) و هم در مرحله پردازش (شامل اصلاح برنامه‌ها و ممیزی‌های آینده به عنوان فرصت‌ها و تهدیدهای نوظهور) قرار گیرد.

مطالب این یادداشت برگرفته از کتاب "دستنامه آینده‌نگری در سلامت" تالیف اندیشگاه تدبیر فردا است.

 

احمد برومند _ پژوهشگر اندیشگاه تدبیر فردا