گزارش نشست کافه آینده شصت‌وششم: «جنگ و صلح، آینده خوشبختی ایرانیان- سه سناریوی مواجهه تمدنی» - 05/03/16

 

 

نشست شصت‌وششم کافه آینده : «جنگ و صلح، آینده خوشبختی ایرانیان- سه سناریوی مواجهه تمدنی»

کافه‌نگار دوم

نویسنده: مازیار عطاری

خوش آمدگویی و طرح بحث
بازگشت آقای مسعودیان و به دست گرفتن اداره نشست کافه باعث شد تا نشست با پرسش های عمیقی آغاز شود! سه پیش سناریو را دبیر کافه برای حضار از آینده محتمل طرح کرد:
• سناریوی اول: تداوم مبارزه تمدنی با اتکا به بعثت مردم- مبتنی بر شاخصه‌های معنوی مکتب مقاومت - ایستادگی در برابر غرب - مشارکت فعال مردم در امتداد بعثت
پیامد مورد ادعا: تثبیت و تقویت محور مقاومت در منطقه غرب آسیا.
• سناریوی دوم: گرایش به بازیگر نرمال شدن در عرصه جهانی- عبور از تقابل ایدئولوژیک - آشتی با نظم جهانی - هم‌راستایی با نظم موجود به رهبری آمریکا
پیامد مورد ادعا: یکدست شدن با ساختار نظم جهانی، رفع تنش و خروج از انزوا.
• سناریوی سوم: رفتار آونگی و فرصت‌طلبانه- نه مقاومت قهرمانانه کامل - نه هضم‌شدن در نظم غربی - اتخاذ رویکردی عمل‌گرایانه و فرصت‌جویانه - جامعه در این سناریو «شکارچی فرصت‌ها» است - حرکت آونگی میان قطب‌ها
پیامد مورد ادعا: جهش‌های متواتر در فواصل فشارها و رنج‌ها.
با توجه به بحث مفصلی که در طول سالهای گذشته انجام شده ، همه شرکت کنندگان آمادگی نسبی را برای مواجهه و تصویرپردازی از آینده های ممکن زندگی معنوی داشتند! و به طور مشخص به این پرسش پرداختیم که در این شرایط پرآشوب و سایه دائمی جنگ و صلح بر سر کشور، چه امکان هایی پیش روی زندگی معنوی ما و فرزندانمان در ایران وجود خواهد داشت؟ بحث مفصل پس از طرح این پرسش در سه گروه بحث و گفتگو ادامه پیدا کرد.

 

معرفی کتاب:
طبق رسم همیشگی کافه، کتاب بحث خانم دکترصفوی فر هم مطرح شد که جداگانه گزارش آن در کانال هم کافه ای ها بارگزاری شده است.
کتاب «هندسه‌ نبرد؛ شناخت دشمن و روش‌های مقابله با آن در اندیشه‌ حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید سیدعلی خامنه‌ای» به همت انتشارات انقلاب اسلامی، متن اولی بود که ارائه شد. کتاب به مرور تاریخی مفهوم دشمن و رسیدن به چشم اندازی از آینده با مرور گذشته است. هم معیارهایی برای شناخت دشمن به دست می دهد و هم تصویرسازی از دشمن می کند. و ارتباط میان مفاهیمی همچون دشمن بیرونی، منافق ها، دشمن درونی و نفس خودمان را ترسیم می کند که همه اینها در یک هندسه به هم پیوسته مانعی برای رسیدن به خوشبختی هستند. در این هندسه مقابله با دشمن با حضور بدن در میدان شدنی است؛ که حد اعلای آن شهادت است، در کنار آگاهی که حضور حداکثری معرفت و «جان» است.
عنوان دیگری که معرفی شد، شماره 37 مجله ترجمان بود که حاوی پرونده ویژه‌ای با موضوع «جوانان چطور فکر می‌کنند؟» موضوعی که می‌تواند نگاه واقع‌بینانه‌ای از نگرشها و گرایشهای جوانان، که قاعدتاً آینده در اختیار آنهاست به دست دهد. به خصوص بخشهای مربوط به گرایشهای معنوی و تاثیرپذیری آنها از الگوهای مختلف نکته جالبی بود که می‌تواند در ارزیابی ما از آینده موثر باشد.

 

پیش از دستور
با توجه به اینکه قرار شد بحث به صورت گروههای گفتگو دنبال شد، ابتدا فرصتی فراهم شد تا حضار بتوانند صحبت‌های پیش از دستور خود را بیان کنند. طرح پیش سناریوها جهت‌دهی خوبی به بحث هم‌کافه‌ای‌ها داشت:

سناریوپردازی آینده خوشبختی معنوی، امکان و ضرورت
در آینده پژوهی با عدم قطعیت و ابهام در آینده ای که پیش خواهد آمد روبرو هستیم. برخلاف تصور رایج دانش و هنر آینده پژوهی پیشگویی نمی تواند بکند و مشخصا بگوید کدام یک از این سه سناریو یا ترکیبی از آنها محقق شود، ناتوان است. لذا با عدم قطعیتی روبرو هستیم که اگر بخواهیم با آن روبرو بشویم لازم است همه احتمالات ممکن را تا جایی که بتوانیم تصور کنیم و حدس بزنیم.
به طور مثال در تربیت فرزندانمان نمی توانیم صرفا به این دلخوش کنیم که در محیطی سالم و معنوی رشد خواهند کرد و باید تغییرات فرهنگی جامعه و مثلا پررنگ شدن عرفان های کاذب را در نظر بگیریم. این جاست که رشد علمی و منطقی فرزندمان برای آنکه بتواند در برابر این مخاطرات زندگی معنوی سالمی داشته باشد، ضروری می شود.


تجربه، خوراک عقل و ورودی اندیشه ورزی است و حاصل آن دانش است
بحث های گذشته مبانی عقلانی تصویرپردازی را در اختیار ما گذاشته اما برای تصویرپردازی و یادگیری باید اجازه بدهیم که تجربه چه می‌گوید و ببینیم با این ابزار عقلانی و در شرایط مختلف با چه چیزی روبرو شده‌ایم یا می‌شویم. اگر تاریخ را عرصه تجربه عقلانی بدانیم آنگاه با دیدی یادگیرنده با آن روبرو می شویم. و نه جزم اندیشانه. بنابراین یکی از مهمترین پیش‌نیازهای تصویرپردازی خلاقانه، استفاده از «تجربه‌های تاریخی» است.
به طور مثال آنچه در ایران و جهان و در تعامل با آن در حال رخ دادن است، در حال شکل‌دهی به نظم جدیدی است که باید با نگاه علمی به آن پرداخت. چرا که تلاش برای نظم جدید، جهان جدیدی را خواهد ساخت. به نظر می‌رسد «همکاری در عین رقابت» و «رفتار آونگی» راهبردی است برای مواجهه ما و غیر ایرانیان در این نظم جدید.


تاریخ، آزمایشگاه آینده
مشابه هر سه سناریوی مطرح در نشست اردیبهشت، در طول تاریخ معاصر ایران، چه در دوره پهلوی اول و دوم و چه پیش از آن، عملا تجربه شده است. لذا مطالعه آن ها می تواند در تصویرپردازی آنچه در پیش داریم کمک کند
می شود با تمرکز بر انقلاب 57، به عنوان یک نقطه عطف برای معنویت، تنوع جامعه ایرانی را به لحاظ جنس معنویتشان درک کرد. در این صورت است که فراتر از یک تحلیل صرفا سیاسی می توانیم معنویت را در بستر اجتماعی و نه صرفاً سیاسی بفهمیم و به آینده آن بیندیشیم.

سناریوهای هنجاری
در ادبیات آینده پژوهی می توان علاوه بر مطلوبیت یا عدم مطلوبیت یک آینده محتمل، چگونگی تحقق یا عدم تحقق یک سناریو را نیز به بحث گذاشت. به طور مثال هرچند امکان های متعددی از عاقبت جنگ تحمیلی اخیر آمریکا با کشور عزیزمان قابل تصور است، می توانیم با یک رویکرد هنجاری بگوییم باید قوی بشویم و مبتنی بر کسب این قدرت، سناریوی اول را که مطلوب است دنبال کنیم والسلام! یعنی چه بخواهیم و چه نخواهیم باید قوی شویم تا در برابر تهاجم دوام بیاوریم. این رویکرد هنجاری البته منافاتی با تلاش برای تصور حالت های ممکن مطلوب و نامطلوب دیگر ندارد و بلکه مکمل هم خواهند بود.


نتایج کارگروهها تا این لحظه:
قرار شد نتایج کارگروهها در داخل گروه گفتگو هم کافه ای ها به بحث گذاشته شود. بعضی بحث ها خیلی خوب بسط داده شده و بعضی در حال تکمیل است:


سناریوی اول: تداوم مواجهه تمدنی با اتکا به بعثت مردم- مبتنی بر شاخصه‌های معنوی مکتب مقاومت - ایستادگی در برابر غرب - مشارکت فعال مردم در امتداد بعثت.
پیامد مورد ادعا: تثبیت و تقویت محور مقاومت در منطقه غرب آسیا.

1. تعریف سناریو: در این سناریو، جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با تحولات نظم جهانی و منطقه‌ای، مسیر تداوم تقابل تمدنی با نظم مسلط غرب‌محور را دنبال می‌کند. این تقابل نه صرفاً به‌مثابه یک منازعه ژئوپلیتیکی یا امنیتی، بلکه به‌عنوان نزاعی هویتی، ارزشی و تمدنی تعریف می‌شود که در آن ایران خود را حامل یک الگوی بدیل از نظم، معنا و کنش سیاسی-اجتماعی می‌داند. مبنای اصلی این سناریو، اتکای هم‌زمان بر مردم‌پایگی، معنویت، قدرت بازدارندگی و شبکه منطقه‌ای همسو است. در این چارچوب، «بعثت مردم» به‌عنوان نیروی محرک اجتماعی و هویتی، نقش محوری در تاب‌آوری کشور، استمرار مقاومت و بازتولید مشروعیت ایفا می‌کند. این سناریو فرض می‌گیرد که مشارکت فعال جامعه، اگر با معنا، روایت تاریخی و افق تمدنی پیوند بخورد، می‌تواند فشارهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی را تا حد معناداری قابل تحمل سازد. پیامد مورد ادعای این سناریو، تثبیت و تقویت تدریجی شبکه مقاومت در غرب آسیا، افزایش هزینه‌های اعمال اراده برای بازیگران رقیب، و فرسایش توان هژمونیک (نظم مسلط) در این منطقه است.


2. مفروضات بنیادین سناریو: این سناریو بر مجموعه‌ای از مفروضات کلیدی استوار است:
فرض اول: نظم جهانی در حال گذار از وضعیت تک‌قطبی به وضعیتی چندقطبی، سیال و پرتنش است.
فرض دوم: تقابل‌های آینده، بیش از آن‌که صرفاً نظامی باشند، ترکیبی از مولفه‌های هویتی، اقتصادی، فناوری، انرژی و روایتی خواهند بود.
فرض سوم: بازیگرانی که از مزیت‌های ژئوپلیتیکی، مردم‌پایگی و شبکه‌های فراملی برخوردارند، می‌توانند فراتر از وزن اقتصادی خود اثرگذار باشند.
فرض چهارم: فرسایش مشروعیت، انسجام و انسدادهای درونی در جبهه رقیب، به‌اندازه افزایش قدرت سخت اهمیت دارد.
فرض پنجم: استمرار مقاومت نیازمند پیوند پایدار میان جامعه، معنا و قدرت بازدارندگی است.


3. پیشران‌های اصلی سناریو
3–1. جغرافیای راهبردی و گلوگاه‌های حیاتی: جغرافیای ایران و پیوند آن با محیط پیرامونی، یکی از پیشران‌های بنیادین این سناریو محسوب می‌شود. قرارگیری در مجاورت تنگه هرمز و تأثیرگذاری غیرمستقیم بر باب‌المندب، به ایران و متحدان منطقه‌ای آن امکان می‌دهد بر بخش بزرگی از شریان‌های حیاتی انرژی و تجارت جهانی اثرگذار باشند. در این سناریو، گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی به اهرم‌های اعمال قدرت، بازدارندگی و چانه‌زنی راهبردی تبدیل می‌شوند و هزینه بی‌ثباتی برای بازیگران فرامنطقه‌ای افزایش می‌یابد.
3–2. ظرفیت مردمی و سرمایه معنوی: توان روحی و تاب‌آوری اجتماعی جامعه، در این سناریو یکی از مهم‌ترین منابع قدرت تلقی می‌شود. پیوند مقاومت با مفاهیم معنوی، هویتی و تاریخی، امکان تبدیل فشار و رنج به عنصر همبستگی و معنا را فراهم می‌کند. مشارکت مردم در این چارچوب، نه صرفاً مشارکت سیاسی یا اقتصادی، بلکه نوعی حضور فعال در یک پروژه تاریخی-تمدنی تعریف می‌شود که استمرار سناریو را ممکن می‌سازد.
3–3. منابع طبیعی و مزیت‌های ژئواکونومیک: منابع انرژی و طبیعی ایران، به‌ویژه نفت و گاز، در این سناریو نقش پشتوانه بقا و دوام راهبردی را ایفا می‌کنند. در شرایط افزایش نااطمینانی‌های جهانی و شکنندگی امنیت انرژی، این منابع می‌توانند به ابزار چانه‌زنی، کاهش فشار و ایجاد پیوند با بازیگران غیرغربی تبدیل شوند و از انزوای کامل جلوگیری کنند.
3–4. توان جنگ نامتقارن و بازدارندگی چندلایه: در این سناریو، ایران از ورود به رقابت کلاسیک و پرهزینه نظامی با قدرت‌های بزرگ پرهیز کرده و بر توسعه و به‌کارگیری توانمندی‌های نامتقارن تمرکز دارد. هدف اصلی این توانمندی‌ها، جلوگیری از تحمیل اراده دشمن، افزایش هزینه‌های تقابل، و ایجاد بازدارندگی مؤثر از طریق پراکنده‌سازی میدان درگیری و عدم قطعیت راهبردی است.
3–5. محور مقاومت به‌مثابه شبکه منطقه‌ای: محور مقاومت در این سناریو، صرفاً مجموعه‌ای از بازیگران هم‌پیمان دولتی نیست، بلکه یک شبکه چندلایه، فراملی و تا حدی اجتماعی تلقی می‌شود. این شبکه، عمق راهبردی ایران را فراتر از مرزهای جغرافیایی گسترش داده و امکان توزیع هزینه‌ها، چندکانونی‌سازی تقابل و افزایش تاب‌آوری منطقه‌ای را فراهم می‌کند.


4. نشانک‌ها (سیگنال‌ها)ی تقویت‌کننده سناریو
تحقق و تقویت این سناریو با بروز و تداوم مجموعه‌ای از نشانک‌ها همراه خواهد بود، از جمله:- رشد پیمان‌ها و بلوک‌بندی‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای غیرغربی (نظیر بریکس و شانگهای) - شکل‌گیری یا تقویت هسته‌های اعتراضی و ضدنظم مسلط در کشورهای جدید - تغییر نگرش نسل جوان، به‌ویژه در جوامع غربی، نسبت به مسئله فلسطین، اسرائیل و روایت‌های رسمی - افزایش شکاف درون ناتو و تشدید اختلافات اروپا و آمریکا - افزایش یا نوسان شدید قیمت انرژی در بازارهای جهانی - تضعیف نسبی جایگاه دلار و تلاش برای ایجاد سازوکارهای مالی غیردلاری - کاهش اتکای کامل برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس به آمریکا - افزایش فاصله منافع و چشم‌اندازهای امنیتی میان اسرائیل و برخی کشورهای عربی منطقه. تداوم و هم‌زمانی این نشانک‌ها می‌تواند نشان‌دهنده حرکت تدریجی محیط به نفع سناریوی اول باشد.


5. شگفتانه‌ها (وایلدکاردها)
سناریو همچنین تحت تأثیر رخدادهایی با احتمال کمتر اما اثرگذاری بسیار بالا قرار دارد، از جمله:- دستیابی ایران به توانمندی‌های راهبردی جهش‌آفرین که موجب بازتعریف موازنه بازدارندگی منطقه‌ای و جهانی شود - اعمال کنترل یا اختلال معنادار بر زیرساخت‌های ارتباطی و داده‌ای عبوری از گلوگاه‌های دریایی - بروز بحران‌های ساختاری عمیق در ایالات متحده که منجر به کاهش توان مداخله خارجی و خلأ رهبری در نظم غربی شود این رخدادها می‌توانند مسیر سناریو را به‌طور ناگهانی وارد مرحله‌ای کیفی، پرریسک و غیرقابل‌پیش‌بینی کنند.


6. بازیگران کلیدی و نقش آن‌ها
در این سناریو، بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نقش‌های متفاوتی ایفا می‌کنند:- ترکیه: بازیگری موازنه‌جو با رفتار رقابتی–همزیستانه - عربستان سعودی: بازیگر تعیین‌کننده در سطح قطبی‌سازی یا تنش‌زدایی منطقه - پاکستان: کنشگر محتاط و عمل‌گرا با نقش حائل - چین: پشتیبان حسابگر که از تضعیف هژمونی غرب استقبال می‌کند اما نگران بی‌ثباتی شدید است - روسیه: شریک تاکتیکی در فرسایش نفوذ غرب - هند: بازیگر خاکستری و فاصله‌گذار - اسرائیل: رقیب مستقیم و فعال سناریو - ایالات متحده آمریکا: مهارگر اصلی و طراح فشار چندسطحی


7. منطق درونی و پیامدهای سناریو
منطق درونی این سناریو بر پیوند میان معنا، مردم‌پایگی و قدرت بازدارندگی استوار است. فرض می‌شود که این پیوند می‌تواند تاب‌آوری داخلی را افزایش داده، هزینه‌های تقابل را برای رقبا بالا برده و در نهایت، فرسایش تدریجی توان تحمیل نظم مطلوب غرب را در غرب آسیا رقم بزند.با این حال، سناریو با آسیب‌پذیری‌هایی نیز مواجه است؛ از جمله فرسایش سرمایه اجتماعی در صورت تداوم فشارها، شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته جامعه، و احتمال واکنش سخت و ائتلافی بازیگران رقیب.


8. جمع‌بندی
سناریوی «تداوم مواجهه تمدنی با اتکا به بعثت مردم» آینده‌ای را ترسیم می‌کند که در آن ایران، با تکیه بر مردم‌پایگی، معنویت، مزیت‌های ژئوپلیتیکی، منابع طبیعی، توان نامتقارن و شبکه منطقه‌ای همسو، می‌کوشد در برابر نظم مسلط غرب‌محور ایستادگی کرده و جایگاه خود را در نظم در حال گذار جهانی تثبیت کند. تحقق این سناریو وابسته به پایداری پیوند جامعه و معنا، مدیریت هزینه‌ها، و بهره‌برداری هوشمندانه از شکاف‌ها و تحولات ساختاری در سطح منطقه‌ای و جهانی است.

 

 

سناریوی دوم: گرایش به بازیگر نرمال شدن در عرصه جهانی - عبور از تقابل ایدئولوژیک - آشتی با نظم جهانی - هم‌راستایی با نظم موجود به رهبری آمریکا
پیامد مورد ادعا: یکدست شدن با ساختار نظم جهانی، رفع تنش و خروج از انزوا
نقشه گذار تمدنی: بهنجارسازی (نرمالیزاسیونِ) کنشگرانه

این نقشه بر پایه فرضِ «توسعه به مثابه بستر معنویت» و با هدف گذار از «مواجهه فرسایشی» به «بازیگری هوشمند» طراحی شده است


1. محورهای استراتژیک: برای تحقق این سناریو، چهار لایه اصلی باید همزمان پیش بروند:• لایه گفتمانی (فرهنگی): گذار از «ایدئولوژیِ مرزی» به «ایدئولوژیِ تمدنی». (معنویت به عنوان قدرت نرمِ داخلی، نه سلاح تقابل)• لایه اقتصادی (پیشران): اتصال به شریان‌های مالی جهانی (اکسیژن‌گیری) برای تثبیت قدرتِ ملی• لایه نهادی (سیاسی): پذیرش قواعد بازی موجود برای کسب کرسی‌های تأثیرگذار (استراتژیِ اسب تروایِ توسعه)• لایه اجتماعی (زیست‌جهان): بازسازی «امید» از طریق افزایش سطح رفاه و کاهش التهاب روزمره


2. جانمایی پیش‌فرض‌ها در نقشه راه: این سناریو بر پنج پایه استوار است که در تمامی مراحل به عنوان «قطب‌نما» عمل می‌کنند:
پایه اول: اصل اکسیژن: هرگونه اقدام اقتصادی باید منجر به بازگشت ایران به بازارهای جهانی شود؛ انزوا یعنی خفگی
پایه دوم: اصل هزینه‌-فایده: تقابل ایدئولوژیک «پر‌هزینه» است؛ باید با دیپلماسیِ فنی جایگزین شود.
پایه سوم: اصل هویت سیال: هویت دینی/ملی در تعامل با جهان تقویت می‌شود؛ نرمال بودن، ذوب شدن در غرب نیست.
پایه چهارم: معنویت محصول رفاه حاصل از توسعه است. توسعه ماده خام» رشد اخلاقی و معنوی جامعه است.
پایه پنجم: اصل صبر راهبردی: برای ناظم شدن، اول باید در قواعد بازی جهانی «استاد» شد


3. مدیریت چالش‌ها و نقاط شکنندگی: یک سناریوی جامع باید بداند کجا ممکن است شکست بخورد:• شکنندگی ۱: وابستگیِ مطلق (وابستگی به اکسیژن): اگر نظم جهانی تغییر کند یا راه اکسیژن بسته شود، چه؟• راهکار: ایجاد «اقتصادِ مقاوم و منعطف» در کنار تعامل جهانی (حفظ توان ملی)• شکنندگی ۲: سکولاریزاسیونِ ناخواسته: آیا توسعه اقتصادی، معنویت را به حاشیه می‌برد؟• راهکار: احیای مستمر مفاهیم معنوی در قالب‌های مدرن (معنویتِ کاربردی برای زندگی شهری و صنعتی)• شکنندگی ۳: شکاف دولت-ملت در زمان گذار: ممکن است جامعه انتظار گشایش سریع داشته باشد• راهکار: روایت‌گری شفاف در کافه آینده؛ تبیین اینکه «توسعه» یک فرآیند تدریجی است، نه معجزه


4. چشم‌انداز زیست مردم: در پایان این سناریو، «ایرانِ آینده» برای یک شهروند معمولی چنین تصویری خواهد داشت:• در عرصه جهانی: ایرانیِ «تکنوکرات» و «مذاکره‌گر» که نه دشمنِ نظم جهانی است و نه زیرمجموعه آن، بلکه یک «هاب منطقه‌ای» است• در عرصه اجتماعی: جامعه‌ای با دغدغه‌های طبقه متوسطِ رو به رشد، امنیت روانی و فرصت‌های شغلیِ متصل به جهان• در عرصه معنوی: معنویتی که از «خشمِ انقلابی» به «آرامشِ ایمانی» و «مسئولیتِ مدنی» تغییر چهره داده است

 

سناریوی سوم: رفتار آونگی و فرصت‌طلبانه- نه مقاومت قهرمانانه کامل - نه هضم‌شدن در نظم غربی - اتخاذ رویکردی عمل‌گرایانه و فرصت‌جویانه - جامعه در این سناریو «شکارچی فرصت‌ها» است - حرکت آونگی میان قطب‌ها- پیامد مورد ادعا: جهش‌های متواتر در فواصل فشارها و رنج‌ها

در تحلیل سناریوی سوم سیاست آونگی برای آینده ایران افراد با نظرات مختلف به طرح ایده های خود پرداختند برای دنبال کردن منافع ملی باید بازنگری در سیاست حمایت از گروه های نیابتی صورت بپذیرد.
ساخت تصویر درست و کامل از ایران پسا جنگ با توجه ظرفیت های‌ فرهنگی جامعه_ فعال کردن هسته های اجتماعی خاموش جامعه برای روشن مسیرهای بسته شده در زیست معنوی ایده آل ایرانیان